برخیز برادر! اینک زمان وجد است...
در یک جای قرآن آمده که خداوند مومنین را با قول ثابت (سخن استوار) در زندگی دنیا و آخرت ثابت نگاه می دارد. (سوره ابراهیم آیه 27) آقای معلم در تفسیرش گفتند یعنی اینکه ایمان و زندگی الهی نه تنها برای آخرت است، بلکه برای انتفاع در این دنیا هم هست. مثلا، وقتی ما به سفارشات یک پزشک در مورد تغذیه یا ورزش گوش می دهیم، به دنبال کسب منافعی در زندگی هستیم و برای رضای خدا معمولا این کارها را نمی کنیم. اما هرگاه صحبت از دین و سفارشات آن می شود فقط به بعد اخروی آن توجه داریم. در حالیکه این سفارشات و دستورها فایده های عملی در زندگی دنیا هم دارد. نمونه اش همین آیه است که گفته شد.
در حال اثاث کشی از بلاگفا به بلاگ اسکای هستم. ما که نفهمیدیم برای چه ما را فیلتر کردند. به آرامی نقل مکان می کنیم به وجد در بلاگ اسکای.
فعلا هر دو جا هستیم تا برویم به آنجا.
یک متن چینی هست به اسم تانتاراتوتم. یه حرفایی در باره خوشبختی. چند تاش رو اینجا می آرم:
یک:
هر گاه به کسی می گویی دوستت دارم، منظورت هم همان باشد.
دو:
هرگز به آرزوهای دیگران نخند. کسانی که آرزویی ندارند، چیز زیادی ندارند.
سه:
هرگز اجازه مده که یک دعوای کوچک، یک دوستی بزرگ را خدشه دار کند.
چهار:
وقتی که متوجه یک اشتباهت شدی، آن را به سرعت درست کن.
پنج:
زمانی هم با خودت به سر ببر.
این اعلامیه های ترحیم را که میبینم به در و دیوار چسبانده اند، به صرافت می افتم یک اعلامیه هم برای خودم درست کنم. آخر وقتی یکی می میرد، اینقدر کارها هول هولی می شود که این اعلامیه ها خیلی تکراری و نازیبا می شوند. فکر کنم اگر سر فرصت بشینیم و برای اعلامیه خودمان، طرحی و مطلبی آماده کنیم خیلی بهتر شود. یادم باشد اگر دوباره قرار شد جایی درس بدهم این را به عنوان یک کار از بچه ها بخواهم. حتما ایده های خوبی به دست خواهد آمد.
فاصله ی بین تلخی و شیرینی چه کم است. تغییر بین غم و شادی چه زود اتفاق می افتد.
با لبخندی غرق در مسرت و عیش می شویم و با یک بی محلی چه غمناک و گریان.
چه راه کوتاهی است بین خنده و گریه.
باران می آید
یکریز و پر حوصله
نمی دانم آسمان چرا اینقدر اشک می ریزد
آخر مگر چه شده؟
هی گریه، هی گریه...
شاید آسمان هم افسانه عشق مرا شنیده
اما که بهش گفته؟
گریه نکن
باور کن من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم
من فقط لحظه ها را می خواستم
من برای گریستن نبود که افسانه ام را گفتم
.
.
.
من دیگر برای تو از نهایت،
از عشق،
از لحظه پایان،
از سفر
سخن نخواهم گفت...
عشق چتری است بارانی برای دو نفر
زمانی که حتی یک قطره باران نمی بارد...
از نادر ابراهیمی
درست است که دانشمندان سرعت گذشت زمان را با یکسری مسائل علمی بیان می کنند و آن را ثابت می دانند؛ اما انگار برای ما آدمها سرعت گذشت زمان متفاوت است.
اکنون احساس می کنم که زندگی و زمان شتاب زیادی گرفته است و بسیار بسیار سریع در حال گذر است و من هر چه می کوشم که به آن برسم بی فایده است!
چند شب پیش یکی از بچه ها سئوال کرد که کی از کی بهتر است؟ چه جوری میشه فهمید که یه آدم از آدم دیگه بهتره و کاردرست تر. البته این نکته که نباید و نمیشه در باره آدمهای دیگه قضاوتی کرد رو هم اشاره کرد و اینکه اصلا منظورش از آدمها این بود که این ملاک بهتری چیه. یعنی الانِ خودش رو اگه بخواد با یکسال پیش یا پنج سال پیشِ خودش قضاوت کنه، با چی بسنجه که بهتر شده یا بدتر؟
اما سئوال بعدی این بود که اگه این سئوال رو از آدم حسابی ها بپرسیم اونا چه جوابی میدن؟ و اگه این سئوال رو بتونیم از خدا بپرسیم اون چه جوابی میده.
«- ...مرگ خودش یک واقعیت است. یک موجود زنده است. از جنس عدم نیست. می آید. نه اینکه وقتی زندگی می رود، مرگ می آید. نه. زندگی جریان دارد که مرگ می آید. خداوند هم رندگانی را خلق کرده و هم مرگ را...
- انسان کی تکلیفش با مرگ روشن می شود؟ که،
- وقتی تکلیفش با زندگی روشن شد! مرگ و زندگی دو روی یک سکه اند... حیات واقعی وقتی ست که از خودمان متولد می شویم. یک بار تولد عقلانی است. بعد از حیات طبیعی، حیات معقول پیدا می کنیم . بار دیگر حیاتی عاشقانه بالاتر از حیات معقول. هرکس چنین حیاتی ندارد، باید برایش نماز میت خواند!»
از سهراب کشان، عطا مهاجرانی
...مهم امید است. کانون هستی انسان امید است. نباید بگذاریم امید ویران شود، مخصوصا درمورد جوانان و نوجوانان. انسان همچون چراغی است که سوخت آن امید است. روشنایی چراغ، ریشه در امید دارد.
یک چیزی در درون همه شکسته، اما یک چیزی هم مثل جوانه ی گندم در متن تاریکی دارد سر می کشد... مهم امید است...
«و اِن منکم الا واردها
همگی شما بر آن وارد می شوید...»
قرآن مجید، سوره ی مریم، آیه ی 71
«شما که وارد می شوید، دست از هر امیدی بشوئید.»
دانته، دوزخ، سرود سوم
وقتی در آسمان دروغ وزیدن می گیرد
دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سر شکسته پناه آورد؟
دیوار نوشته ای توجهم را جلب کرد:

یعنی تو هم پر؟
دلم می خواد گریه کنم اما ...